به نام خداوند جان و خرد

 

از شمار دوچشم یک تن کم

از شمار  خرد  هزاران  بیش

 

مفاخر شناسنامه یک ملت هستند؛ اکنون دکتر اژه‌ای عزیز با تربیت شاگردانی دانا و توانا، یادآور نام ایران و ایرانی در جهان است. در خصوص فضایل علمی و اخلاقی شادروان دکتر اژه‌ای باید کتاب‌ها نوشته شود. در امتثال از درخواست عزیزان مبنی بر ذکر خاطره‌ای از ایشان باید عرض کنم خاطرات ماندگار و ارزشمندی از این انسان فرزانه در دل همه دوستداران و شاگردانشان حک گردیده است که بایسته است در نشر آن بکوشیم.

برگزاری جشن‌های دانش‌آموختگی نمونه بارزی از عشق و علاقه‌مندی زنده‌یاد دکتر اژه‌ای به فرزندان روحانی‌شان بود. به راستی چه بود رمز برپایی جشن‌های دانش‌آموختگی که هرساله به سفارش و همت دکتر اژه‌ای در مراکز آموزشی سمپاد کشور برای دانش‌آموختگان دوره پیش‌دانشگاهی(پایه دوازدهم ) برگزار می‌شد؟!

  چه شور و حالی داشتند دانش‌آموزان سمپادی برای آن که با رسیدن به سال آخر دبیرستان توفیق شرکت در جشن دانش‌آموختگی را داشته باشند!

 چه همتی داشت آن پدر معنوی سمپاد که لوح تقدیر فرزندانشان را به عنوان دلنوشته‌ای ماندگار و اثرگذار خود می‌نوشت و عاشقانه زیر تک‌تک آن‌ها را امضای زنده می‌کرد.

دکتر به مدیران محترم مراکز در جلسات کشوری سفارش می‌نمودند که زمان برگزاری جشن‌ها از روز بعد از کنکور تا قیل از اعلام نتیجه کنکور باشد تا همه‌ی فرزندانشان بدون دغدغه خاطر و با روحیه شاد در این جشن حضور داشته باشند. البته گاهی مدیران به پاسداشت ۱۴ اردیبهشت، روز ملی استعدادهای درخشان در این روز مبادرت به برگزاری جشن دانش‌آموختگی می‌نمودند.

 نقش اصلی در برگزاری مراسم را باز به توصیه دکتر خود دانش‌آموختگان به عهده می‌گرفتند؛ هر روز بعد از کنکور با شور و شوق وصف‌ناشدنی دور هم جمع می‌شدند تا نمونه‌ای از کار دسته‌جمعی و خرد جمعی را که از خواسته‌های پدر معنویشان بود به جلوه درآورند و به حقیقت با نگاه تیزهوشانه خود چه برنامه‌های نو و متنوعی را تدوین می‌کردند.

  در این جشن همه علاقه‌مندان سمپاد با عشق و روزشماری شرکت می‌نمودند؛ دانش‌آموختگانی که ۷ سال آموزش‌و‌پرورش سمپادی را تجربه نموده بودند، پدر و مادرانی که به خاطر توفیق حضور فرزندانشان در مراکز سمپاد بسیار خشنود بودند، مسئولانی که به پاس حضور بزرگ مرد عرصه تعلیم و تربیت کشور خود را موظف به شرکت در این جشن می‌دانستند.

  سفارش دیگر دکتر این بود که شکوه جشن دانش‌آموختگی باید در گرو حضور فرزندان ارزشمندشان و برنامه‌های خوب آن باشد نه به تشریفات و صرف هزینه‌های غیر ضرور. مدیران محترم مراکز به یاری اولیا تلاش می‌کردند در عین رعایت صرفه‌جویی، جشن را در فضای دلچسب و در خور برگزار نمایند.

  برای دانش‌آموختگان حضور یکی از مدعوین بیش از دیگران ارزشمند بود و غرورآفرین و آن شخص کسی نبود جز دکتر اژه‌ای عزیز که بچه‌ها هفت سال تلاش ایثار‌گرانه ایشان را در راه رشد و تعالی خود با تمام وجود حس کرده بودند.

دکتر هم باعشق زایدالوصفی سختی‌های طی فرسنگ‌ها مسافت را بر خود هموار می‌نمودند، با نظم همیشگی از اول تا آخر مجلس در کنار عزیزان خود حضور می‌یافت -گاهی در یک روز در دو استان همجوار – و در محدوده زمانی یک ماهه از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب کشور را آن هم بیش‌تر با اتومبیل طی می‌کرد تا فرزندانش بدانند که پدر همه را یکسان دوست دارد و فرقی بین فرزندان تهرانی و شهرهای محروم کشور نمی‌گذارد.

به یاد داریم زمان اهدای لوح تقدیر دانش‌آموختگان بیش از یک ساعت سرِ پا می‌ماند تا با دست خود دلنوشته‎‌اش را به دختران فرزانه و پسران افتخارآفرینش اهدا نماید و آنان را با چهره خندان، نگاه نافذ پدرانه و بیان چند جمله ماندگار بدرقه مرحله بعدی زندگی نماید.

  آری عزیران اکنون شاهدیم اهداف دکتر عزیزمان از برگزاری جشن‌های دانش‌آموختگی که همانا ایجاد همدلی، عشق به آبادانی وطن، همبستگی بین فرزندان سمپادیش در ادامه راه دانش‌اندوزیشان و … بود جامه عمل پوشیده، آنان با عشق به هویت درخشان دینی و ملی خود، خدمت به همنوعان را در سرلوحه کارشان قرار داده، به اقتدار علمی میهن اسلامی خود می‌افزایند.

 بی‌شک دکتر اژه‌ای عزیز زنده خواهد ماند چرا که فرزندان سمپادیشان با الگو قرار دادن سیره علمی و اخلاقی ایشان با عزمی راسخ رهرو راه نوعدوستی و وطن‌پرستی‌شان خواهند بود.

روحشان شاد، یادشان زنده و راهشان پر رهرو باد.