به نام او

 در اختتامیه مسابقات قرآن کرمان استاد زنده‌یادمان جناب دکتر اژه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) مقرر فرموده بودند به نمایندگی از سرپرستان دفاتر و مدیران محترم سمپاد از همکاران عزیز و کلیه مجاهده‌گران بی‌ریای برگزاری باشکوه در کرمان سپاسگزاری نمایم. پس از انجام وظیفه‌ای که امر فرموده بودند، عرایضم را با ابیاتی از حیدربابای استاد شهریار خطاب به جناب ایشان به پایان بردم و حلالیت طلبیدم که به نوعی با حال و روز سازمان متناسب بود.

 

حیدر بابا ز کوی تو راهم کج اوفتاد

آوخ شتاب عمر به وصلت امان نداد

من بی خبر ز طالع این گلرخان شاد

غافل بدم ز پیچ و خم راه زندگی

ز آوارگی و مرگ و جدایی و راندگی

 

حیدربابا درخت توشد سبز و سربلند

لیک آن همه جوان تو شد پیر و دردمند

گشتند بره‌های فربه تو لاغر و نژند

خورشید رفت و سایه بگسترد در جهان

چشمان گرگ‌ها بدرخشید آن زمان

 

حیدر بابا سر تو همیشه بلند باد

از باغ و چشمه دامن تو فره مند باد

از بعد ما وجود تو دور از گزند باد

دنیا قضا و قدر و مرگ و میر شد

این زال کی ز کشتن فرزند سیر شد

 

بر حق مردم است جوانمرد را نظر

جای فسوس نیست که عمر است درگذر

نامرد مرد عمر به سر می‌برد مگر

در مهر و در وفا به خدا جاودانه‌ایم

مارا حلال کن که غریب آشیانه‌ایم

ما را حلال کن که غریب آشیانه‌ایم…

 

 عارفانه‌ترین و دلنشین‌ترین فرازهای مسابقات قران که کلیه جان‌ها درد آشنا و عاشق، شیفته‌اش بودند و برای آن لحظه‌شماری می‌کردند فرمایشات ارزشمند و ارائه رهنمودهای پدرانه آقای دکتر در اختتامیه بود.

 آن سال هم با توجه به اینکه کوردلان شب‌پرست گستاخ‌تر از پیش با تبر جهل خویش درصدد تیشه زدن به ریشه و ارکان سازمان بودند، قلب نازنین‌شان بدجوری به درد آمده بود و در آن شب عزیز و نورانی وقتی پشت تریبون تشریف آوردند فرمودند قصد نداشتم زیاد خسته‌تان کنم ولی صحبتهای قنبری(شعر حلالیت‌طلبی) اذیتم کرد…

 و چه دردمند و مشفقانه از نگرانی‌ها و دلواپسی‌هایشان در مورد فرزندان سازمان و ایران و مراکز سمپاد، از جنس همان دلنوشته و رنج‌نامه‌هایی که در پیام خداحافظی‌شان در سال ۸۷ به تفصیل نوشته‌اند سخن گفتند.

 دریغ و درد که آن عزیز جان و مجاهد مخلص و شهید خاموش به تعبیر شکوهمند رهبری محترم، چون استاد و مراد فرزانه خویش زنده‌یاد شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی بزرگ که امام انقلاب(ره) یک ملتش خواند، به راست‌قامتان جاودانه‌ی تاریخ پیوست و ما را بر خوان فراق خویش برای همیشه‌ی عمر به خون جگر مهمان ساخت. در زیر بار این غم سنگین و درسکوتی غمبار با شکوه و دعاهای‌مان، برای آن استاد بی‌بدیل غفران واسعه الهی و برای خانواده جلیل‌القدرشان و همه داغدیدگان صبر و اجر مسئلت می‌نماییم.