به نام حضرت دوست

 

دکتر احمد به‌پژوه

استاد روان‎شناسی دانشکدۀ روان‎شناسی و علوم تربيتی، دانشگاه تهران

 

نام نيکو گر بماند ز آدمی                     به کز او ماند سرای زرنگار

 

پيش از هر سخنی بايد عرض کنم که درگذشت استاد دکتر جواد اژه‌ای بسيار اندوه‌بار، غافل‌گيرانه و ناباورانه است و سخن گفتن از مرد بزرگی چون او، به عنوان استاد دانشگاه تهران و چهرۀ ماندگار عرصه‌های تعليم و تربيت، مشاوره و روان‌شناسی براي اينجانب به عنوان همکار ايشان، کاری بس دشوار و سنگين محسوب می‌شود.

دکتر جواد اژه‌ای با دستانی خالی، امّا قلبی پر اميد و متوکل به خدا، تحصيلات خود را در دوره‌های ابتدايی و متوسطه در شهر اصفهان به پايان رسانيد. ايشان هم‌زمان تحصيلات حوزوی خود را در اصفهان ادامه داد و آنگاه موفق به اخذ دانشنامۀ کارشناسی در رشتۀ روان‌شناسی از دانشگاه اصفهان شد. سرانجام دانشنامۀ دکترای خود را در رشتۀ روان‌شناسی تجربی از دانشگاه وين، اتريش دريافت کرد.

دكتر جواد اژه‌ای خدمات آموزشي خود را از وزارت آموزش و پرورش آغاز كرد و به عنوان دبير به تدريس پرداخت. وي پس از بازگشت از اتريش، خدمات آموزشی، پژوهشی و اجرايی خود را در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان و به عنوان استاديار در دانشگاه تهران شروع کرد.

ايشان در دورۀ حيات علمی و حرفه‌ای خود توانست جمعي از عاشقان رشد و توسعۀ تعليم و تربيت و روان‌شناسی را دور هم جمع کند و حرکتي مستمر و پويا را با تشکيل انجمن ايرانی روان‌شناسی و انتشار مجلۀ روان‌شناسی پی‎ افکند. ايشان در تاسيس و راه‌اندازی دورۀ دکتری روان‌شناسی در دانشگاه تربيت مدرس نقش بسيار تعيين کننده‌ای داشتند. همچنين با سازماندهی انجمن‌های دانشجويی در کشورهای اروپايی و آمريکا، توانست نقش شايان توجهی را در تربيت جوانان و رشد و توسعۀ کشور ايفا کند.

سخت‎کوشی، خستگی ناپذيری، دقت نظر، جديت، نظم و انضباط، اخلاص و رعايت اصول اخلاقي از ويژگی‌های بارز دکتر اژه‌ای بود که اين ويژگيی‌ها را هم در کار اجرايي و هم در کار معلمي و نويسندگي نشان می‌داد و به درستی مصداق يک متخصصِ متعهد بود.

شايان ذکر است که اينجانب از سال ۱۳۶۴ تا آخرين روزهای حيات ايشان، در گروه آموزشی مبانی روانی آموزش و پرورش و در دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربيتی دانشگاه تهران در ارتباط نزديک با دکتر اژه‌ای بوده‌ام.

شخصيتِ ممتاز، تلاش‌مدار، مهربان، صميمی و دوست داشتنی دکتر اژه‌ای، از رازهای موفقیت‌های بزرگ ايشان به شمار مي‎رود. استاد، با روحيۀ حمايت‏گرانه و برقراري رابطه‎‌ای دوستانه و عاطفي با دانشجويان، همانند پدري مهربان و معلمی دلسوز، همواره آنان را تشويق کرده و زمينۀ رشدشان را در عرصه‌های گوناگون فراهم می‌کرد. اکثر همکاران و دانشجويان، آقاي دکتر اژه‌ای را نمونۀ کامل و تمام عياری از يک معلم توانا، روان‌شناس، مشاوری امين، مدير، سياستمدار و نويسنده‌‎ای چيره دست معرفي مي‎کنند.

بزرگ‌داشت شخصيت و خدمات استاد دکتر اژه‌ای و تجليل از راه و روش و مقام شامخ او، به عنوان يک عالمِ فرهيخته و بخشندۀ حوزوی و دانشگاهی، قدرشناسی از پنج دهه خدمات ارزشمند ايشان به نظام دانشگاهی و آموزش و پرورش کشور است و گرامی‌داشت او به معنای ارج‎‌گذاری و قدردانی از عالمانِ و خادمانِ آموزش و پرورش کشور قلمداد می‌‎شود.

گفتنی است که در نظام اعتقادی و ارزشی ما، علم به منزلۀ ابزار و عالم به عنوان کاربَر علم برای رسيدن به هدف‎ها تلقی می‌شود. بديهی است علم و دانايی، به عنوان ابزار، هنگامی می‌تواند فرايند رشد و تحول انسان را تسهيل، تسريع و ممکن سازد که هدف‌ها مورد غفلت قرار نگيرند. بنابراين در رويارويی با پديده‎ها و امور گوناگون بايد دقت شود آيا آن پديده وسيله است يا هدف؟ به يقين اکثر امور نقش وسيله‎ای دارند و آنچه از ارزش و اعتبار برخوردار است، هدف می‌‎باشد. بدين منوال علوم به طور اعم و علوم تربيتی و روان شناسی به طور اخص به منزلۀ ابزار در اختيار بشر مي‎باشد، نه به عنوان هدف. پرواضح است اگر سوال کنيم که اين ابزار را چه کسي؟ چگونه؟ و براي چه مقصودی به کار مي‎گيرد؟ بديهی است علم به مثابه شمشير دو لبه، چنانچه توسط نااهلان براي نيل به هدف‎های نامطلوب به کار گرفته شود، برای جامعۀ بشری مخرب، مضر و ضد ارزش خواهد بود. ليکن در صورتي که سلاح علم و دانايی به دست کسانی که اهليت کافي دارند به کار رود عين صواب است و به انسان توانايی می‌‎بخشد و براي بشر و بشريت سعادت و رفاه می‌آفريند و انديشۀ حکيم ناصر خسرو قباديانی محقق می‌‎شود که فرمود:

درخت تو گر بار دانش بگيرد                 به زير آوری چرخ نيلوفری را

از اين رو، بزرگ‌داشت استادانی چون مرحوم دکتر اژه‌ای، موجب ميی‌شود، عالمانِ شريعت‌مدار و هدف‌مدار، تجليل ‎شوند و قدر ‎بينند و بر صدر ‎نشينند و هدف گرايی، ارزش‌مداری، اميدواری، انگيزه، خلاقيت و پويايي استادان جوان و دانشجويان را به دنبال و ارمغان آورد.

در پايان به روح پر فتوح دکتر اژه‌ای صميمانه درود می‌فرستم و از درگاه حضرت حق، استعانت می‌جوییم و نيايش می‌کنیم:

 

نيايش

پروردگارا، بر مراتب علم و عمل مخلصانه و صادقانۀ ما بيفزا.

بارالها، ما را عالمِ به احکام اسلام و عاملِ به احکام اسلام قرار بده.

خداوندا، ما را از قشري‏گری، تحجّر و ذهنيت بسته نجات بده.

معبودا، فرزندان و دانشجويان ما را صالح و استوار در مقابله با هجوم ضدارزش‏ها و نيرنگ‏ها قرار بده.

پروردگارا، ما را در امر خودسازي، خودباوری، تزکيه نفس و جهاد فرهنگي موفق بگردان.

خداوندا، ما را نسبت به هويت اصلي و فرهنگ اصيل خود آگاه و بيدار بفرما.

پروردگارا، به ما توفيق بده تا فرزندان و دانشجويانمان را شجاع، نيک انديش، با تقوا، سالم و با نشاط تربيت کنيم و تعليم دهيم.

بارالها، چنان کن که همواره قلب و زبان و دست و قلم ما به ياد تو باشد.

معبودا، به ما کمک کن تا تکليف‏هاي خود را نسبت به خود، همسر، فرزندان، دانشجويان و جامعه انجام دهيم.

و سرانجام، نظر به اين که استاد دکتر جواد اژه‌ای، به خودشناسی و خودباوری لازم نايل شده بود و با الهام از شخصيت والای آن مرحوم، مطلب کوتاهی با عنوان رازهای موفقيت با تکيه بر خودشناسی و خودباوری، به عنوان يک ران ملخ به پيشگاه دوستداران ايشان تقديم می‌شود، تا که قبول افتد و چه در نظر آيد؟

 

رازهای موفقيت با تکيه بر خودشناسی و خودباوری

 

چند سؤال

  • انسان کيست و چيست؟ (به‌پژوه، ۱۳۹۶)
  • خود، من، نفس، خويش، خويشتن چيست؟[۱]
  • لازمة خودشناسي چيست؟
  • چه کسي، با چه نوع شخصيتی، کدام رشتۀ تحصيلي را انتخاب مي‎کند؟
  • چه‎ کسي، با چه نوع شخصيتی، کدام شغل را انتخاب می‌‎کند؟ (به‌پژوه، ۱۳۸۸)
  • چگونه می‌توان خود واقعی را کشف کرد؟
  • “خود” چگونه بود‏ و چگونه نابود می‌‏شود؟
  • ما چگونه خود را می‌ميرانيم يا جاودانه می‌‏سازيم؟
  • ما، زندگي را چگونه تعريف می‌کنيم؟
  • ما، به پديده‌ها، رويدادها و جهان هستی چگونه نگاه می‌‏کنيم؟
  • چگونه می‌توان جاوادانه شد؟

 

مقدمه

حضرت علي (ع) فرموده‌اند: مَعرفه النَفس، اَنفعُ المعارف، يعنی خودشناسی، سودمندترين دانش‌هاست (غررالحکم و درر الکَلِم، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۲). ازاین‌رو، ملاحظه می‌شود در طول تاريخ، به‌ویژه در هزارۀ سوم ميلادی، در حوزة خودشناسی، پژوهش‏هاي بي‏شماري صورت گرفته‏، انديشه‏‌های نويني متبلور گشته و افق‏های روشن‌‏تری آشکار شده‏ است. تمامي اين شناخت‏‌ها، پژوهش‌ها و پيشرفت‏‌های علمی، به ما کمک مي‏کند تا به کميت و کيفيت زندگي خود غنای بيشتري ببخشيم و در قطار زندگی و زمان، آگاهانه‌تر زندگی کنيم و به سرمنزل مقصود نزدیک‌تر شويم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا کتاب وجود خود را واکاوی کنيم و بخوانيم و بفهميم.

حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: مَن عَرفَ نفسه، فقد عَرفَ ربه يعنی هر کس خود را بشناسد، به يقين خدا را شناخته است (بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۲). خود، دربرگیرندۀ مجموعۀ اعمال، گفتارها، افکار، نگرش‏ها، احساسات، هیجان‌ها، ارزش‌ها، باورها، تجربيات و توانايي‏های فرد است و خودشناسی عبارت است از نايل شدن به تصويری درست و واقعی از توانايی‌ها (بالفعل) و استعدادها (بالقوه) و نقاط ضعف و محدوديت‌های خود. به‌بیان‌دیگر، خودشناسی عبارت است از وقوف و آگاهي به احساسات، افکار، ارزش‌ها، باورها و نگرش‌های خود و گوهري به نام نفس (نفيس: گران‌بها). لازمة خودشناسي؛ هدف‏شناسي، زمان‏شناسي و محيط‏شناسي است و این‌که بايد خود را شناخت و خود را کشف کرد و معادن طلا و نقرة وجود خود را استخراج کرد.

من چرا بی خبر از خويشتنم                          من کيم تا که بگويم که منم

من بدین جا ز چه رو آمده‏‌ام                         کيست تا کو بنمايد وطنم

(حسن‏‌زادۀ آملی، ۱۳۶۲)

 

اهميت و ضرورت خود‏شناسی

  • اگر خود را بشناسيم، موجب می‌‏‌شود درست انتخاب کنيم، درست زندگی کنيم و سبک زندگی خردمندانه‌ای را انتخاب کنيم؛ زيرا انسان، موجودی مختار و انتخاب‏گر است و پايه و اساس انتخاب و اختيار، شناخت و اراده است. بديهی است که انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصيلی و انتخاب شغل بر پايۀ خودشناسی واقعی و درست صورت می‌گیرد.
  • اگر خود را بشناسيم، موجب مي‏شود درست تصميم بگيريم؛ تصمیم‌گیری بدون شناخت معنا ندارد و پايۀ هر گونه اقدامی، شناخت است.
  • کسي که بدون شناخت، تصميم مي‏گيرد و اقدام مي‏کند، محکوم به شکست است و اقدامي کورکورانه می‌‏کند.
  • امام رضا (ع) فرموده‌اند: ارزنده‌‏ترين مرحلۀ خرد، خودشناسی است و خودشناسی، نردبان معرفت است و کسي که پيش خودش بي‏مقدار و نامحترم است، آمادگي براي تمام انحرافات را دارد.
  • خداوند عليم در قرآن مجيد فرموده است: «اي کساني که ايمان آورده‌‏ايد، بر شما باد مراقبت از نفس خودتان» (يا ايها الذين آمنوا، عَليکُم اَنفُسکَم، سورۀ مائده، آيۀ ۱۰۵).
  • همچنين خداوند عليم در قرآن مجيد فرموده است: «و در زمين نشانه‏‌هايی براي اهل يقين و نيز در وجود خودتان وجود دارد، پس چرا بصيرت نمي‎يابيد؟» (و فِي الارضِ آياتٌ لِلموقنين و في اَنفُسکم، افلا تُبِصُرون، سورۀ ذاريات، آيه‌های ۲۰ و ۲۱).

رازهای موفقيت با تکيه بر خودباوری

  • لازمة موفقيت، خودشناسی و خودباوری است.
  • خودباوری، اضافه کردن علم ديگران به علم خود است[۲].
  • خودباوری، بهره گرفتن از دستاوردهاي ديگران است.
  • خودباوری، آگاهي از سرمايه‏هاي معنوی و تاريخی خود است.
  • خودباوری، مطلق کردن آن چه خود داريم، نيست.
  • خودباوری، در گذشته ماندن نيست، بلکه حرکت به سوی آينده است.
  • خودباوری، يعني خلاقيت، آفرينندگی و پويايی.
  • خودباوری، يعني نوسازي و بازسازی دائم خود.
  • خودباوری، يعني توجه به شرايط زمان و مکان.
  • خودباوری، رهايي از نفس و رهايی از سلطة هوس و عدم پرستش نفس است.
  • خودباوری، يعني پرواز با دو بال عشق و علم و نايل شدن به اين باور که عشق و علم و ايمان است که حرکت می‌‏آفريند.
  • افراد موفق، کسانی هستند که به خودشناسی و خودباوری رسيده‏‌اند، مهارت‌های زندگی را کسب کرده‌اند و کتاب وجود خود را خوب شناخته‌‏اند.

 

چند نکته و توصيۀ مهم‏

  • بدانيد که موفقيت، تصادفی نيست!
  • بدانيد که انسان است که سرنوشت انسان را رقم مي‏زند.
  • بدانيد که هر انسانی معمار زندگي خود است و هر کس بايد به زندگي خود معنا ببخشد.
  • بدانيد خواستن، توانستن است (پس بايد خواست تا توانست).
  • بدانيد تنها با تلاش، سخت‌کوشی و پشتکار، می‌‏توان انديشه را به حقيقت و عمل تبديل کرد (دامنِ سرو بلند آسان نمي‌آيد به دست!).
  • بدانيد که عشق است که حرکت می‌آفريند و هر موجود زنده‎ای در حرکت است و حرکت رمز حيات است.
  • سعی کنيد اقدامات اصلاحي را از خودتان شروع کند (خودآگاهی، خودسازي و خود اصلاحي).
  • سعی کنيد از خودتان به اندازة توان خود انتظار داشته باشد.
  • سعی کنيد باورهای نادرست را از خود دور کنيد (مانند، شانس، اقبال، سرنوشت، بخت، پيشاني). در اين ارتباط، ناصرخسرو قباديانی به زيبايی سروده است:

تو خود چون کنی اختر خويش را بد                 مدار از فلک چشم نيک اختری را

  • سعی کنيد از افکار منفي و منفی‌نگری پرهيز کنيد و در دام خودفریبی، بهانه‌‏گيری، عذرتراشی و توجيه نيفتيد.
  • سعی کنيد از اهمال‌کاری، کم‏کاري و تنبلي اجتناب کنيد و مسووليت‌های خود را به گردن ديگران نيندازيد.
  • سعی کنيد عادت کنيد که عادت نکنيد و آگاهانه و با اراده زندگی کنيد.
  • سعی کنيد نه بدبين باشيد و نه خوش‌بین، بلکه واقع‌بین باشيد.
  • سعی کنيد همواره اميدوار باشيد؛ زيرا تا شقايق هست زندگي باید کرد.
  • سعی کنيد مانند کوه، در مقابله با مشکلات مقاومت پيشه کنيد و استقامـت داشته باشيد.
  • سعی کنيد از رؤیاپردازی پرهيز کنيد و قربانی رؤیاها نشويد.
  • سعی کنيد با خودتان رقابت کنيد و خودتان را با خودتان مقايسه نماييد، نه با ديگران.
  • سعی کنيد وضع موجود و داشته‌های خود را بشناسيد و به سوي وضع مطلوب و کمال حرکت کنيد.
  • سعی کنيد توانايی‌هاي بالفعل و بالقوۀ خود را شناسايي کنيد و از آنها غافل مشويد (شما توانايی‌‏هايي داريد که از چشم شما پنهان مانده است).
  • سعی کنيد توان‌های بالقوه و بالفعل خود را کشف کنيد، به کار گيريد، همسو کنيد، آزاد کنيد، شکوفا سازيد و متمرکز نماييد.
  • سعی کنيد خود را در تمام جهات رشد بدهيد و تربيت کنيد (رشد همه‌جانبه).
  • سعی کنيد به ذهنتان برنامه بدهيد، براي خود برنامه‌‏ريزي کنيد و برنامه‌‏هاي خود را اجرا نماييد (کوتاه‌مدت، میان‌مدت، درازمدت).
  • سعی کنيد از باورهای نادرست، مانند هر چه پيش آيد، خوش آيد! و چو فردا بيايد، فکر فردا کنيم! اجتناب کنيد.
  • سعی کنيد مديريت زمان داشته باشيد و کارهايی را که بايد انجام دهيد، فهرست کنيد و اين کارها را بر اساس اولويت منظم نماييد. در اين ارتباط حضرت حافظ به زيبايی سروده است:

قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند                بس خجالت که از اين حاصل اوقات بريم

  • سعی کنيد کار امروز را به فردا ميفکنيد (مانند، بي‌خيال! اي بابا! امروز نشد، فردا، فردا نشد، پس‌فردا، سرانجام، روزي این کار را انجام خواهم داد؟! شد، شد، نشد، نشد!).
  • سعی کنيد از خودخواهی و غرور و تکبر رها شويد و با ديگران همدردی کنيد و ديگران را دوست بداريد.
  • سعی کنيد با مطالعۀ زندگي‏نامه و سرگذشت افراد موفق و مصاحبت با آنان، با رازهای موفقيت آنها آشنا شويد (مانند دانشمندان، هنرمندان و روان‏شناسان بزرگ).
  • سعی کنيد مهارت‌های زندگی، مانند مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های حل مساله، مهارت‌های تصميم‌گيری، مهارت‌های تاب‌آوری، مهارت‌های جرات‌ورزی و مديريت هیجان‌ها و مديريت استرس را ياد بگيريد و کسب کنيد.

سخن پايانی:

زندگی زيباست ای زيبا پسند                         زنده انديشان به زيبايی رسند

آن قدر زيباست این بی‌بازگشت                     کز برايش می‌توان از جان گذشت

 

منابع

قرآن مجيد

نهج الفصاحه

نهج البلاغه

به‌پژوه، احمد (۱۳۹۴). ازدواج موفق و خانوادة سالم، چگونه؟ (چاپ چهارم) تهران‌: انتشارات‌ انجمن‌ اوليا و مربيان.

به‌پژوه، احمد (۱۳۹۶). اصول‌ برقراري‌ رابطة‌ انساني‌ با كودك‌ و نوجوان‌ (با تجديد نظر و اضافات) (چاپ‌ يازدهم). انسان کيست و چيست؟ (پيوست دوم). تهران‌: نشر دانژه.

به‎پژوه، احمد (۱۳۸۸). چه‌ كسي‌، با چه‌ نوع‌ شخصيتي‌، كدام‌ شغل‌ را انتخاب‌ مي‌كند؟ (چاپ‌ هفتم). تهران‌: انتشارات‌ انجمن‌ اوليا و مربيان‌.

حسن‎زادة آملي، حسن (۱۳۶۲). معرفت نفس (سه جلد). تهران: انتشارات علمي و فرهنگي.

نوردبي، ورنون و هال، کالوين (۱۹۷۴). راهنماي‌ زندگي‌نامه‌ و نظريه‌هاي‌ روان‌شناسان‌ بزرگ‌ (چاپ‌ دوم). ترجمه احمد به‎پژوه و رمضان دولتي (۱۳۸۶). تهران‌: موسسه فرهنگي منادي‌ تربيت.

  1. Self, I, Me, Ego

[۲]– اَعلمُ الناس مَن جَمَع عِلم الناس اِليِ علمِه: دانشمندترين مردم کسي است که علم ديگران را به دانش خود اضافه کند (حضرت محمد (ص)، نهج الفصاحه).